بال پرستویم را شکستند

بال پرستویم را شکستند

پستتوسط admin » يکشنبه 13 مرداد 1392, 8:45 am

شب بود دوباره عاشق ستاره ها شدم
بی خوابی بر سرم زد در جمع بیکاره ها شدم
هزاران هزار ستاره در آسمان نور می زد
قلب من مدام این ورو آن ور تور می زد
گهی این ستاره و گهی آن سیاره یاد میکرد
هنوز نگذشته شامگاهی همه بر باد میکرد
سحرگاهان در صحرای عشق بال می زد
پرستوی مسافر بود و بر بام ها خال می زد
آه که بدست خویش بال پرستویم را شکستم
بخت و اقبال خوش رنگین روبرویم را شکستم
شعر من تمام شد و ستاره ای بخت من نگردید
جز افسوس و پشیمانی نصیب سخت من نگردید

محمد نظیف ویسی
کانون فرهنگی هنری وحدت،مسجد النبی(ص)
استان: کرمانشاه
admin
بنیان گذار سایت
 
پست ها : 10
تاريخ عضويت: جمعه 13 اردیبهشت 1392, 7:50 pm

بازگشت به انجمن شعر

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان

cron